تبليغاتX
جوانان پیر
 
جوانان پیر
 
 
من پیر سال و ماه نیم , یار بی وفاست ..... بر من چو عمر می گذرد , پیر از آن شدم
 
سلام

اين سطر جاده ها كه به صحرا نوشته اند
ياران رفته از قلم ما نوشته اند
لوح مزارها  همه  سربسته نامه ها است
كز آخرت بمردم دنيا نوشته اند

 |+| نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم فروردین 1386ساعت 11:53 بعد از ظهر  توسط مصطفي  | 
سلام

تو را گم کرده ام امروز
و حالا لحظه های من
گرفتار سکوتی سرد و سنگینند
و چشمانم
نمی دانی چه غمگینند
چراغ روشن شب بود
برایم چشمهای تو
نمی دانم چه خواهد شد
پرازدلشوره ام
بی تاب و دلگیرم
کجا ماندی ؟
که من بی تو هزار بار در هر
لحظه می میرم ...

نمیدونم از کیه ؟!!!

 |+| نوشته شده در  جمعه هفدهم فروردین 1386ساعت 1:4 قبل از ظهر  توسط مصطفي  | 
 
  بالا