سلام
یارب دلم گرفته از این همه رسوایی یارم چرا نیامد گفتا تو بی وفایی
یارب چه کرده ام من در عین شور مستی ؟ که اینچنین گردیدم مستوجب تلافی
یارب به خواب شب هم , رنگم ز رخ پریده چون رنگ روی ماهش حاکی است از جدایی
یارب دگر چه گویم ؟ , درد دل با که گویم ؟ حالی ز من نمانده , اندر غم و تنهایی
کار جهان همیشه با عاشقان چنین بود تو غم مخور طفی جان , دنیا تو بی وفایی
خدا نگهدار
|
+|
نوشته شده در شنبه هجدهم آبان 1387ساعت 0:27 قبل از ظهر  توسط مصطفي
|