|
جوانان پیر
|
||
|
من پیر سال و ماه نیم , یار بی وفاست ..... بر من چو عمر می گذرد , پیر از آن شدم |
سلام
هر طرف من میروم درها به رویم بسته است
ای دریغا یارب این دنیا چو بختم بسته است
همچنان تنهایی اندراین جهانم شد نصیب
یا رب آن آهوی زیبا رو ز دامم رسته است
کارمن از دست این و آن دگر بیرون شده
کارگردان جهان هم , ز کارم خسته است
هیچ کس سویم نمیآید که دلشادم کند
هرکه می آید سراغم دل به سودم بسته است
در نهایت روزگاری باصفا داری طفی
غم مخور , جا در دل اهل صفا داری طفی
پنجشنبه -- 23/8/87
خدانگهدار
|
|