دوشنبه دهم خرداد ۱۳۸۹ ساعت ۸:۲۳ ق.ظ توسط مصطفي | 

سلام


خانه ی یار مجویید , دگر , یاری نیست

از دلم خاک مشویید , دگر , باری نیست

آن دل سبز و سفیدی که بدادم بدلش

بر درش مهر نهادم , که دگر تابی نیست

همچو یک سرو بلند اندر بیابان رسته ام

سرو اگر بارش نیاید , بر او عاری نیست

فلوریدا - 27/2010/می


خدانگهدار


از همه ی دوستان ایران و خارج از ایران و بینندگان عزیز خواهش میکنم از لینک زیر هم دیدن کنید

تا با "موسسه ی طلوع بی نام و نشانها" و عملکردشون آشنا بشید

http://www.toloo.org

مشخصات
جوانان پیر من خودم هستم
بیخود این آینه را روبروی خاطره مگیر
هیچ اتفاق خاصی رخ نداده است
تنها شبی هفت ساله خوابیدم و بامدادان هزار ساله برخواستم